صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

549

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

بر جاى بمانند و يا اصلا اجازه‌اى نگرفته بودند و از جنگ روى برتافتند . ( 1 ) آرى ، سه نفر از مؤمنان درستكار نيز بىعذر و بهانه از شركت در جنگ تبوك سرباززدند كه خداوند آنان را آزمود و سپس مورد آمرزش قرارشان داد . پيامبر كه به مدينه رسيد ؛ اول به مسجد رفت و دو ركعت نماز گزارد و سپس براى ديدار مسلمانان ، نشست . گروه منافقان كه هشتاد و چند نفر « 1 » بودند ، خدمت پيامبر رسيدند و با شيوه‌هاى گوناگون از در اعتذار و پوزش در آمدند و سوگند ياد مىكردند . پيامبر مهربان ، ظاهر گفتارشان را پذيرفت و با آنان پيمان مجدد بست و برايشان آمرزش طلبيد و باطن كردارشان را به خداى دانا واگذاشت . ( 2 ) اما آن مردان با ايمان و مخلص يعنى ، كعب پسر مالك ، مراره پسر ربيع و هلال پسر اميه كه اهل صدق و درستى بودند ، پيامبر دستور داد كسى با آنان سخن نگويد و رابطه با ايشان - به طور جدى - قطع گردد . بنابراين دستور ، رفتار مسلمانان نسبت به آنان تغيير كرد و دنيا جلو چشم آن سه تن تاريك گشت و زمين با آن همه پهناورى بر ايشان تنگ شد و سختى و فشار به حدّ نهايت رسيد و پس از چهل روز محروميت اجتماعى به آنان امر شد تا با زنانشان نيز دورى گزينند . بيشتر از پنجاه روز از اين ماجراى بسيار سخت گذشت كه خداوند ، توبهء هر سه را پذيرفت و فرمود : « وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ، ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ . » « 2 » : [ خداوند توبهء آن سه تن را پذيرفت ، كه بر جاى مانده بودند تا آنجا كه زمين با همهء فراخىاش بر آنان تنگ گرديد و از خود به تنگ آمدند و دانستند كه در برابر خدا پناهى جز به سوى او نيست . سپس خداوند به آنان توفيق توبه داد ، تا توبه كنند . بىگمان خدا همان توبه‌پذير مهربان است . ] ( 3 ) مسلمانان خوش‌حال شدند و آن سه نفر نيز بسيار شاد گشتند ، مژده دادند و نويد شنيدند و شادمان شدند و هديه و صدقه دادند و آن روز را از بهترين روزهاى عمر خويش دانستند .

--> ( 1 ) - واقدى يادآور مىشود كه اين رقم از منافقان قوم انصار بودند و پوزش طلبان اعراب از بنى غفار و ديگران نيز به هشتاد و دو تن مىرسيدند . عبد اللّه پسر أبى و دوستانش هم شمارى بيشتر و غير از اينها بودند . ( 2 ) - توبه / 118 .